یاداشت و نقاشیِ پشت جلد از بی‌شناسه

فرکانس بالایی داشت زنگوله‌ی روی پیشخوان. پیام‌اش صبرِ لبریز شده‌ای دیگر بود.

‏آن هم درست سر ساعت، مثل هر شب، درست وقتی که همه‌ی اتصالات برقرار شده بود.

‏همه چیز برای یک شام عاشقانه مهیا بود.

‏تمام سعی‌ام را کردم که به یاد بیاورم… .

‏ این‌بار هم بشقاب غذا را دست نخورده رها کردم … .

نقاشی رنگی از یک شخص که لخت پشت یک میز نشسته است
نقاشی از بی شناسه

نظر شما در مورد این نوشته چیست؟

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی یکی از نمادها کلیک کنید:

نماد WordPress.com

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. خروج /  تغییر حساب )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. خروج /  تغییر حساب )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. خروج /  تغییر حساب )

درحال اتصال به %s