جوابیه شادی امین: گفتمان نقد و نقد گفتمان غالب

در پاسخ به نوشته شایان میم در نقد شیوه خبررسانی قتل علیرضا فاضلی منفرد توسط شش‌رنگ

شادی امین

در ۱۱ آگوست ۲۰۲۱، سه ماه پس از قتل جوان همجنسگرای اهوازی، شایان میم مقاله‌ای “نقد عملکرد شش‌رنگ در واکنش به قتل سید علی فاضلی منفرد معروف به علیرضا”[1] منتشر کرد که سعی دارم با پرهیز از زیاده گویی تا جای ممکن، به مهمترین نکات او پاسخ دهم. پیش از هر چیز باید از شایان برای نوشتن نزدیک به ۱۳ صفحه مطلب و تلاش برای طرح مسائلی که ذهنش را درگیر کرده و آنها را برای جامعه ال‌جی‌بی‌تی‌کیو ایران مهم می‌داند، قدردانی کرد. این تلاش بایستی برای دیگرانی که جز کامنت‌های تخریبی کار دیگری نکرده‌اند سرلوحه و سرمشق کارشان قرار گیرد. امید که چنین شود. به همین دلیل نیز و برای اهمیتی که برای چنین گفتگوهایی قائلم، به مهم‌ترین نکات مطروحه در نقد شایان پاسخ می‌دهم به این امید که باب گفتگوی سالم را باز کرده باشم.

اول. تیتر

شایان میم تیتر آیا شش رنگ، نان در خونِ علیرضا زده است؟را برای مطلب خود برگزیده است. تیترمطلب شایان میم و انتخاب واژه‌هایی که گفتمان تخریب‌گر در مورد سازمان‌های حقوق بشری و اقدامات آنها استفاده می‌کند، می‌تواند برای هر خواننده‌ای باعث تعجب و شک به یک نقد صادقانه باشد. اما با شناخت از سابقه نگارنده نقد، می‌دانیم که او در تلاشش برای نقد حسن نیت دارد. هر چند متاثر از فضای مسموم موجود نتوانسته تیتر مناسبی را انتخاب کند و برعکس ادعای خود در فاصله‌گیری از تیتر و محتوای زرد، در دام چنین انتخابی افتاده است. اما چرا انتخاب تیتر مهم است؟ هر کس که ذره‌ای از کار روزنامه‌نگاری بداند، بر اهمیت تیتر در جهت‌دهی به ذهن خواننده آگاه است.  اگرچه او در انتهای مطلب بسیار طولانی‌اش نتیجه می‌گیرد «این که این عمل برای افزایش شانس شبکه در گرفتن کمک مالی بوده، نیت‌خوانی‌ست و به دور از اخلاق است تا این چنین گفت…»[2] ، اما در انتخاب تیتر نتوانسته از چنین نیت‌خوانی فاصله لازم را ایجاد و به فرهنگ‌سازی در زمینه نقد توجه کافی مبذول دارد. در واقع  و در دنیایی که حوصله افراد برای خواندن مطلب از دو تا سه دقیقه خواندن پست‌های اینستاگرامی فراتر نمی‌رود، انتخاب چنین تیتری هیزمی دیگر بر آن نیت‌خوانی های به دور از اخلاق است. آنچه من به عنوان «گفتمان نقد برای نقد گفتمان غالب» تشویق می‌کنم.

دوم. خبررسانی شش رنگ درباره قتل علیرضا

اصل نکته ادعایی متن شایان این است که شش‌رنگ در انتشار خبر قتل علیرضا تعجیل کرده و می‌نویسد :»برخی از آنها در محافل خود می‌گفتند: شش‌رنگ در خونِ علیرضا نان زده تا کنایه به بهره‌برداری اقتصادی»[3] از قتل علیرضا کنند. توجه‌تان را به این نکته جلب می‌کنیم که خبر قتل علیرضا ابتدا توسط رادیو زمانه منتشر شد و با اینکه خبر از همان منبع و در همان زمان به دست ما هم رسیده بود، تا بعد از ظهر همان‌روز را صرف راستی آزمایی و اطمینان از صحت خبر کردیم. بنابراین، تعجیلی در کار نبوده است. برعکس، اگر هدف ما انتشار هر چه سریع‌تر خبر بود، ساعت‌ها قبل و همان زمان که به دستمان رسید باید منتشرش می‌کردیم.

یا در جایی دیگر گفته می‌شود:» با این همه چرا شش‌رنگ معافیت همجنسگرایی را دلیل افشای گرایش جنسی و قتل معرفی کرده است؟»[4] در اینمورد نیز شما را به شهادت عقیل عبیات ارجاع می‌دهیم که می‌گوید:» او گفت که پاکت محتوی کارت معافیتش باز شده بوده است.»[5] (به مساله معافیت از سربازی در ادامه باز خواهم گشت).

اینکه وی بدون سند و مدرکی شهادت وی را مورد پرسش‌هایی تا حد بی‌اعتبار کردن قرار می‌دهد و تا آنجا پیش می‌رود که می‌گوید:» هیچ مدرکی دال بر ارتباط عاطفی ایشان با مقتول برایم ثابت نشد.»[6] و این گمانه‌زنی و زیر سوال بردن تا جایی پیش می‌رود که یکجا منبع خبر را برای اثبات ادعای خود به کار می‌گیرد و هر کجا با تز شما خوانایی ندارد حتی رابطه عاطفی آنها را نیز منکر می‌شوید موضوعی جالب توجه است.

یا در جای دیگر می‌گوید:» بر اساس نوشته‌ی روی سنگ قبر علیرضا، نام فامیل او فاضلی منفرد است و احتمالا در تهیه خبر، رکنا اشتباه تایپی داشته و حرف نون جا مانده است اما در نقل قول باید امانت داری شود. چرا شش رنگ که ادعای پژوهشی دارد، این چنین نکرده است؟ آیا این همه بی‌دقتی و یا رعایت نکردن اصول، پژوهش‌های آن‌ها را زیر سوال نمی‌برد؟[7]

خب شما اصرار دارید که ما اشتباه تایپی را تکرار کنیم، ما اما به اسناد و دانسته‌های خود تکیه می‌کنیم.

شایان می‌گوید:» همین‌طور در خبر اولیه نوشته‌اند قاتلین دستگیر شده‌اند که در همین خبر خودشان با توضیح تکذیب می‌کنند که گواهی دیگر بر کامل نبودن خبر دارد.»[8]

در هنگام انتقال خبر به مادر علیرضا پلیس برای آرام کردن وی می‌گوید:» قاتلین دستگیر شده‌اند» خبری که ما نیز منتشر کردیم و در روزهای پس از آن از طریق خاله و مادرش متوجه شدیم که قاتلین دستگیر نشده‌اند. و خبر را تصحیح کردیم. در مهم‌ترین خبرگزاری‌های جهان نیز اخبار اینچنینی دائم تصحیح و تکمیل می‌شوند. حال در مورد میزان دسترسی ما به اخبار و قتل یک جان عزیز در جامعه‌ای که هیچ ارگان و نهاد رسمی را برای خبرگیری در اختیار ما نمی‌گذارد، این میزان اتهام برای خطایی که آن را اصلاح کرده‌ایم، جالب است. به یاد بیاوریم که در معتبرترین رسانه های جهان چون گاردین، بارها به توضیحی در انتهای خبر بر می خوریم که چند ساعت یا چند روز بعد از آن منتشر شده و اطلاعات نادقیق یا ناصحیح خبر قبلی را تصحیح کرده است. و این همه در شرایطی که عده‌ای تحت عنوان فعال «مستقل» ظاهرا در نقد ما در مصاحبه با رسانه و بدون مسئولیت در پاسخ مجری که می‌پرسد:» یعنی این قتل معتقد هستید هیچ ربطی به گرایش جنسی علیرضا نداشته؟ می‌گوید:» ما هیچ نه می تونیم تایید کنیم و نه می تونیم تکذیب کنیم.» و در رد شیوه قتل او با چاقو، ادامه دادند:»علیرضا با شلیک گلوله جان خودش رو از دست داده و توی پزشکی قانونی هم راستی آزمایی که بچه ها کردند تا یک حدی تایید می‌کنه.»[9] و البته هیچ کجا نیزبه خاطر نشر این اطلاعات غلط نه عذرخواهی کردند و نه تصحیح.

کارت معافیت و خطر برای همجنسگرایان مرد

گزارش قتل علیرضا اولین جایی نبود که در مورد خطر کارتهای معافیت از سربازی برای همجنسگرایان مرد هشدار داده و در رسانه‌های اصلی روشنگری کرده‌ بودیم. در هفت سال گذشته و بسیار قبل از قتل علیرضا، شش‌رنگ در دو نوبت، در دو گزارش تحقیقی[10] و با استناد به روایت‌ها و اسنادی که مردان همجنسگرا از ایران برایش فرستاده بودند، نسبت به مساله خطرناک بودن کارت‌های سربازی از حیث آشکار کردن گرایش جنسی افراد هشدار داده بود. این نگرانی اولین بار از سوی خود اعضای جامعه گی در ایران مطرح شده بود که توجه ما را به آن جلب کردند. بنابراین، اعضای این جامعه نه تنها چنین رویکردی نداشته بلکه ما بر پایه همکاری خود این جامعه تحقیقمان را عملی کردیم.

به نظر می‌رسد طرح این نقد البته با شیوه ها و بیانی بسیار تخریب گرانه، ناشی از عدم بلوغ در درک فعالیتهای حقوق بشری و اکتیویستی است. به یاد می‌آورم زمانی که بر روی خشونت جنسی و تجاوز به زنان در زندان‌ها تحقیق می‌کردیم عده‌ای می‌گفتند، روی این موضوع تمرکز نکنید. خانواده‌ها جلوی فعالیت دخترانشان را می‌گیرند و می‌ترسند که دخترشان در صورت دستگیری با انگ مورد تجاوز شدن واقع شود. این استدلال درست مثل آن است که نگوییم در ایران اگر کسی شخص دیگری را به قتل برساند و بعد در دادگاه مدعی شود که گمان می برده مهدورالدم است (خونش حلال است)ِ، براساس قانون از مجازات معاف خواهد شد زیرا ممکن است کسانی با آگاه شدن از این قانون از آن استفاده کنند و آدم بکشند! چنین نگاهی با روشنگری برای تغییر بیگانه است. اینان به روند تغییر معتقد نبوده و به جای دادخواهی و مقابله با تبعیض، به تثبیت سیستم تبعیض‌گر یاری می‌رسانند. جان‌هایی را که با همین بند و بخش و تبصره‌ها از بین می‌روند نمی‌بیند، برای تغییر آن صدایش را بلند نمی‌کند یا در خوشبینانه‌ترین حالت، این ضرورت را درک نمی‌کند.

اما چرا هفت سال قبل که اتفاقا فعالین گی بیشتری در عرصه حضور داشتند، چنین برخوردی نشد؟ پاسخ ما چنین است: چون هنوز فضای افترا بر شبکه‌های اجتماعی قالب نشده بود.

چرا فکر می‌کنید اگر ما قانونی را که در وب‌سایت نظام وظیفه درج شده و اتفاقا مردان از آن اطلاع دارند که انواع معافیت چیست حتی اگر مشخص ندانند بخش ۵، بند ۷، مربوط به همجنسگرایان است، باعث نمی‌شود که این افراد تحت فشار دستگاه امنیتی قرار نگرفته و یا در صورت لو رفتنشان در اخذ این نوع معافیت در خطر قرار نگیرند. هر جای دنیا بگویی که نقد به ما، برای گفتن نکاتی است که هرکسی با یک سرچ ساده آنچه روی کارت معافیت شخص همجنسگرا نوشته، می‌تواند به آن دسترسی یابد و اینکه این ماده و عبارت مبنای تبعیض و خشونت است، قطعا باور نخواهند کرد و یا آن را مضحک خواهند خواند. 

ما برای ایجاد تغییر در جامعه نمی‌توانیم عوامل فجایع را به زیر فرش جارو کنیم و خیالمان راحت باشد که دیگر فجایع برطرف شده است. هشدار ما هشداری آگاهگرایانه است و در شرایط چنین قتلی، تلاش برای بسیج جامعه و نیروهای ذی‌نفع برای اقدام برای تغییراست.  البته می‌توان در این مورد دو رویکرد متفاوت داشت. رویکرد ما به نظر می‌آید با برخی از دوستان متفاوت است. اما ما مسئولیت فعالیت خود را می‌پذیریم. آیا شما نیز مسئولیت دعوت خود به سکوت را می‌پذیرید؟ آیا می‌دانید فردای مصاحبه‌های ما در مورد موضوع معافیت مردان گی، گزارشات مفصلی از دوستان گی در ایران به دستم رسید که از فشار شدید و بستری کردن شش ماهه در بیمارستان روانی روایت می‌کنند؟ ایا این افراد در ادامه چنین سرکوبی سهم ندارند؟ بهانه به خطر انداختن افراد، در زمانی که دستگاه امنیتی پرونده همجنسگرایان مرد را در دست داشته و آنها را تحت فشار حتی برای همکاری می‌گذارد، بهانه مناسبی برای عدم مقابله با این میزان تبعیض نیست.

ما همچنان از سیاست طرح این فشار و تبعیضات و عنوان کردن موارد آن دفاع می‌کنیم. در این مسیر پشتیبانی بسیاری از همجنسگرایان مرد را نیز با خود داریم. بهتر است توافق کنیم که در این مورد اختلاف نظر جدی در روش داریم.

دگردیسی سرمایه داری و موضوع مالی

 

مدتهاست که دستگاه امنیتی جمهوری اسلامی در جهت بی‌اعتبار کردن فعالیت‌های سازمان‌های حقوق بشری آنها را متهم به داشتن انگیزه‌های مالی برای فعالیت می‌کند و این امر تا بدانجا پیش رفته که هر گونه رابطه با خارج از کشور و سازمان‌هایی که از بودجه‌های بنیادهای گوناگون برای فعالیت خود استفاده می‌کنند، جرم انگاری شده و تا حد اتهام جاسوسی و خطر برای امنیت ملی از آن سو استفاده می‌شود تا سرکوب تشکل‌ها و فعالین حوزه‌های گوناگون را توجیه کنند.

تا جایی که به من بر می‌گردد بیش از سی سال سابقه فعالیت داوطلبانه ام برایم باعث افتخار و نشان کافی از دلایل فعالیتم است. سال‌هایی که نه تنها از هیچ کمکی برخوردار نبوده‌ام بلکه از منابع مالی خودم برای فعالیت مجموعه‌ای که با آن کار می‌کرده‌ام نیز هزینه کرده‌ام و شاهد این مدعا سازمان و دوستانی که مرا می‌شناسند هست. در عین حال شش‌رنگ تا ۵ سال پس از آغاز فعالیتش (از سال ۲۰۱۰ تا ۲۰۱۵) از هیچ بودجه‌ای برخوردار نبوده و بر فعالیت داوطلبانه اعضای خود متکی بوده است. اما همانگونه که شایان بر آن اذعان کرده و درمقاله » به بهانه‌ی برنامه همیاری مالی ایگل‌هرک» به درستی می‌نویسد:»هیچ تحولی بدون هزینه مالی به وجود نیامده و نخواهد آمد. حتی مستقل‌ترین‌ها نیز نیاز به بودجه برای کنش‌های آگاهی‌رسانی و هماهنگی‌های تبلیغاتی داشته و دارند، چه با خودگردانی و چرخش مالی از جیب یک‌دیگر وچه به کمک افراد مستقل ثروتمند، اما کسی نمی‌تواند نیاز مالی برای کنش‌های تحول‌خواه را نادیده و یا کم اهمیت بداند.»[11]

شش‌رنگ نه از کمک‌های مالی شخصی (donations) (که نظارت بر آن بسیار پیچیده‌تر و شفافیت در آن به دلیل نبود سازوکار قانونی برای کمک کنندگان بسیار کمتر است) بلکه از بودجه‌ای که تحت نظارت بسیار دقیق نهادهای کمک‌دهنده و همچنین اداره مالیات کشور محل ثبت خود است هزینه فعالیت‌هایش را تامین می‌کند. به این معنی ما نه تنها موظف به گزارش‌دهی مالی دقیق و مستند ادواری و سالانه به تامین‌کنندگان منابع مالی خود هستیم بلکه گزارش مالی سالانه ما نزد مقامات ثبت کننده شش رنگ موجود است.

بدیهی است به دلایل امنیتی و در شرایطی که بسیاری از فعالین این حوزه تحت شدیدترین فشارهای اجتماعی و سیاسی هستند، قادر به ارائه این اسناد نیستیم و مرعوب چنین فشارهای تخریبی نیز برای انتشار چنین گزارشی نخواهیم شد. در سازمان جهانی ایلگا نیز در بخش آسیا ما مجبور به حذف برخی از منابع مالی از وبسایت ایلگا شدیم چون این منابع در برخی کشورها از جمله چین، ایران، لبنان و … باعث جرم‌انگاری فعالیت و عضویت در ایلگا و بدین‌ترتیب خطر برای فعالین آنها می‌شد. پس می‌بینید که مسائل امنیتی در شفافیت حول مسائل مالی در فضای عمومی تاثیرگزار و تعیین کننده است.

در عین حال معتقدیم کسانی که ادعا می‌کنند اسنادی دال بر نقض قوانین و اخلاقیات استفاده از بودجه در مورد ما دارند همواره می توانند اسناد و مدارک خود را به این نهادها و مقامات ارایه دهند.

کسانی که با فحاشی و متهم کردن من به پولشویی و دزدی یک بار در دادگاهی صالح در کانادا پاسخ گرفته و محکوم شده‌اند و پس از آن جز تکرار حرفهای جمهوری اسلامی و دستگاه امنیتی آن حرفی برای گفتن ندارند، نشان می‌دهند که بیش از آنکه دغدغه حقوق بشر و سلامت این جامعه را داشته باشند، به تبلیغ نفرت و بی‌اعتبار کردن معدود سازمان‌های فعال مشغولند. دریافت این امکانات برای سازمان‌های غیر انتفاعی حق ماست. حقی که در برخی کشورها تثبیت شده است. در آلمان تنها در سال ۲۰۱۷، سازمان‌هایی که برای «پذیرش تفاوت ها و رواداری» فعالیت داشتند بیش از ۱۰۵ میلیون یورو بودجه دریافت کرده اند و این هنوز شامل سازمان‌های محیط زیست، اقلیت‌های مذهبی و جنسی و ملی و شامل کمک‌های مالی برای زنان و مطالباتشان، حقوق کودکان و اموزش و نهادهای ورزشی و … نمی‌شود. برای تثبیت این بودجه‌ها مبارزات فراوانی صورت گرفته تا دولت به جای سرکوب تشکل‌های گوناگون مجبور به پرداخت هزینه‌های آنها نیز بشود بدون اینکه استقلال عمل این نهادها از میان برود. بیشتر این نهادها، بزرگترین منتقدان سیاستهای دولتی نیز هستند زیرا این مبالغ از مالیات شهروندان و برای تقویت جامعه مدنی و تثبیت عدالت اجتماعی اختصاص یافته است. ما بهتر از هر کسی می‌دانیم که بایستی در استفاده از این بودجه‌ها، ضمن رعایت ضوابط معین و قانونی، چالش‌های زیادی را برای عدم وابستگی به بودجه، تقویت روحیه کار داوطلبانه و حفظ عاملیت تصمیم‌گیری توسط سازمان خود را به پیش برد.

بارها گفته‌ام و باز هم می‌گویم که مادامی که جامعه ایرانی مسئولیت خود را در قبال سازمان‌ها و نهادهای فعال و مورد اعتماد خود ایفا نکند و به پشتیبانی مالی برای فعالیت‌های آنها اقدام نکند، این سازمان‌ها راهی جز تامین هزینه‌هایشان از طریق منابع بین‌المللی موجود ندارند. راهی که برای فردی چون من با نقدهایی که به سیاست‌های تامین کنندگان چنین بودجه‌هایی دارم و همچنین روند بروکراتیک چنین بودجه‌هایی، راهی سخت و نامطلوب است. امید من به روزی است که جامعه ال‌جی‌بی‌تی ایران بتواند تامین هزینه‌هایش را از طریق کمک‌های مالی خود این جامعه که متاسفانه هنوز فاقد چنین قدرت و منابعی است، تامین کند.

تا آن‌زمان، هر کجا مستنداتی واقعی در حیف و میل منابع مالی و یا فساد در یک مجموعه داریم حتما بایستی به شیوه اصولی به تقابل با آن و مبارزه برای توقف آن دست بزنیم. اما تکرار اتهام‌هایی چون «نان در خون» زدن، یا اتهام فساد مالی به یک مجموعه، جز زخم کشیدن بر چهره فعالان صادق این جنبش، حاصلی نخواهد داشت.

گذشته از نفرت پراکنی و پیش قضاوتی نهفته در بیشتر این ادعاها،  برای کسانی که صداقت دارند توضیح می‌دهیم که نه گزارش‌های تحقیقی شش‌رنگ که در دو نوبت حول موضوع معافیت مردان همجنسگرا تهیه و طی هفت سال گذشته و پیش از واقعه تلخ قتل علیرضا منتشر شده اند، از بودجه ویژه ای برای انجام آن برخوردار بوده است و نه حول قتل علیرضا و تلاش‌های رسانه‌ای و ترجمه خبر و … از هیچ کمک و پشتیبانی مالی برخوردار بوده‌ایم. تمام این تلاش‌ها بنا بر ضرورت و احساس مسئولیت ما و به عنوان کار داوطلبانه عده بسیاری در ایران انجام شده و توسط شش‌رنگ و پلتفورم‌های آن منتشر شده است. جالب اینجاست برخی از این افراد به اصطلاح منتقد خود سالها در مجموعه‌های گوناگون از بودجه‌های مختلف بهره‌مند شده و می‌شوند. در اینجا نیز تمرکز بر شش‌رنگ سوال برانگیز است. فعالیت‌های شش‌رنگ چه در عرصه فضای فارسی‌زبان و چه در عرصه بین‌المللی فعالیت‌هایی موثر و باعث رشد گفتمان این جامعه و افزایش قدرت و اعتماد به نفس آن بوده و ما قطعا به این فعالیت‌ها ادامه خواهیم داد و تلاشمان پرهیز از ورود به چنین درگیری‌های ناسالم و تمرکز بر کارمان خواهد بود و بیش از این نیز به این نوع اتهامات پاسخی نخواهیم داد.

و اما شایان عزیز که به نظر می‌آید از پیشینه چپ من از طریق مصاحبه‌های خود من مطلع است، تغییر نام «هماهنگ کننده» به «مدیر» شش‌رنگ را چنین بازگو می‌کند:» بنظرم شادی امین از ایده‌های همیاری و چپ‌گرایانه‌ی خود به ایده‌های سرمایه‌داری دگردیسی داشته و شیوه‌ی کنشگری جمعی او نیز به سلیبریتی محور شدن جهش یافته است.»[12] و برای خواننده این سوال را پیش می‌آورد که آیا پایانی برای این نیت‌خوانی هست؟

کسانی که فعالیت مرا در شبکه‌های اجتماعی دنبال می‌کنند می‌دانند که غیبت و کم بها دادن به فعالیت فردی‌ام در این پلتفورم‌ها بارها مورد نقد قرار گرفته و با فعالیت سلبریتی‌محور دنیایی فاصله دارد. اینکه ارتباطات مرا هم محدود به ارتباطات کاری تفسیر کرده‌‌اید خب معنایش این است که شما گویا ازهمه زندگی من و روابطم باید مطلع باشید. من چنین گمانه‌زنی‌هایی را نیز نوعی طرح مسائلی می‌دانم که برایش هیچ پاسخی کفایت نمی‌کند. گسترش فعالیت‌های شش‌رنگ و تغییر چارت سازمانی آن به مرور زمان، یکی از نشانه‌های زنده بودن آن و تحولاتی است که می‌تواند زمانی رو به افزایش باشد و زمانی کاهش یابد و این هیچ ربطی به ایده‌های من ندارد.

 

مردان همجنسگرا و شش‌رنگ

شایان در نقد شش‌رنگ و تمرکز فعالیت این شبکه حول لزبین و ترنسجندرها عنوان می‌کند:» با این حال، مساله‌ی «همکاری موردی با مردان همجنسگرا را نیز جزیی از برنامه‌های آتی» شش‌رنگ می‌بایست انتظار داشت که از نظر جامعه‌ی مردان همجنسگرا این امر عملی نشده است.»[13]

معلوم نیست از کجا چنین ادعایی صورت می‌گیرد؟ تمام فعالیت‌های ما تا کنون با دخالت و همکاری مردان همجنسگرا چه در داخل ایران و چه همکارانی که سالهاست با ما همکاری رسمی دارند عملی شده و ما به این نزدیکی و حمایت مردان گی مغروریم. انتظار آشکارسازی این افراد نیز در شرایطی که کسانی با اکانت و عکس‌های فیک مجبور به حضور در فضای مجازی هستند و دلیلشان، شرایط امنیتی و فشارهای اجتماعی است، و البته برخی از این وضعیت برای خلاصی از مسئولیت و فحاشی و تخریب سواستفاده نیز می‌کنند و ارتش سایبری به راحتی می‌تواند تحت عنوان جامعه ال‌جی‌بی‌تی وارد صفوف ما شده و آن را آلوده کند، آنجا که به ما و همکارانمان می‌رسد، خواهان داشتن اطلاعات دقیق و علنیت می‌شوند.

اساسا تحقیق حول معافیت سربازی بدون همکاری دوستان گی ممکن نمی‌شد. کما اینکه بسیاری از فعالیت‌های دیگر شش‌رنگ نیز در چند سال اخیر بر دوش افرادی با گرایشات جنسی گوناگون و هویت‌های جنسیتی متفاوت بوده و این نیز باعث افتخار ماست.

وقتی شایان در مورد گزارش ما در مورد معافیت سربازی مردان همجنسگرا می‌نویسد:» از سوی دیگر، با هیچ فرد ترنسی در این گزارش گفتگو نکردند و مشخص است آنها درباره معافیت ترنس اطلاعات کافی را ندارند.»[14]

نشان می‌دهد حتی تیتر مطلب که تکیه بر مردان همجنسگرا و ثبت اطلاعات آنهاست را نخوانده است و ما را متهم به نداشتن اطلاعات در مورد معافیت افراد ترنس می‌کند. ایشان را به مطالب صفحات ۵۲۶ تا ۵۴۱ کتاب جنسیت X ارجاع می‌دهم که مفصل به این قوانین و رویکرد تبعیض آمیز آن اشاره شده است.

 

از ماست که برماست

نکته مهمی از متن شایان به بی‌عملی برخی از فعالین سابق و عدم تشکل‌یابی آنها اشاره دارد. به شهادت بسیاری از پناهجویانی که به کانادا راه یافتند، ما مشوق آنها در ایجاد تشکلی کارآمد در تورونتو بوده‌ایم تا بتوانند این کامیونیتی را از سایه نام‌های بی‌عمل یا مخرب نجات دهند و تشکلی معتبر را بنیان نهاده و حداقل به موضوع پناهجویان ال‌جی‌بی‌تی در ترکیه به مدد امکانات وسیع موجود در کانادا یاری رسانند و یا به تولید محتوا و کمک به پر کردن خلاهای جدی فعالیت در جامعه ال‌جی‌بی‌تی بپردازند. شش‌رنگ نه می‌تواند و نه ادعای پوشش همه کمبودها و نیازهای این حوزه را دارد. ما ظرفیت، توان و اهدافمان مشخص و محدود است. تعدد تشکل‌های کارآمد نیاز جدی امروز ماست و برای ایجاد تشکل و اتحاد درون هر بخش از این جامعه از هیچ کمکی دریغ نخواهیم کرد و حاضریم تجربیات خود را در اختیار هر جمع مفروضی بگذاریم.

اما کسانی که حاضر نیستند سختی و مسئولیت کار جمعی و پاسخگو شدن در برابر جامعه را بپذیرند، نمی‌توانند تلاش خود برای تخریب تشکل‌های موجود را توجیه کنند. کار سازمان‌یافته، منظم و پاسخگو بودن، آن چیزی است که بایستی تشویق شود. شش‌رنگ به سهم خود از هر اقدامی در این جهت پشتیبانی می‌کند.

آنقدر نیاز به تشکل‌های گوناگون و رویکردهای متفاوت در کامیونیتی موجود است که گفتمان حذف در مقابل آن رنگ می‌بازد. بی‌عملی و بی‌مسئولیتی را نمی‌توان با خاک پاشیدن به چشم فعالین صادق این جنبش جایگزین کرد. این کار اگر از سوی افراد معلوم‌الحال و یا مجهول‌الهویه صورت گیرد، قابل درک است، اما وقتی کسانی با نام و هویت ال‌جی‌بی‌تی به چنین گفتمانی در می‌غلتند، بایستی نگاهی به رفتار و کردار خود و تاثیرات آن در ایجاد فضای یاس بیندازند. آنها در مقابل جوانان و نوجوانانی که در ایران به رفتار و عملکرد ما چشم دوخته و آن را رصد می کنند پاسخگو هستند.

تاریخ ما مملو از شکست و پیروزی‌هایی است که هنوز حتی فرصت ثبت و بررسی آن را نیافته‌ایم. چنین فضایی باعث رنجش و یاس بسیاری از افراد این جامعه شده است. بازسازی این فضا انرژی بسیاری از ما و دیگر فعالین خیرخواه گرفته است و جایی باید به این روند پایان دهند. حکم دادگاه کانادا به ما این امید را می‌داد که همه یاد بگیرند مستند و متعهدانه سخن بگویند و از افترا دوری بجویند، اما گویا درس‌های دادگاه وارونه درک شده و فهمیده‌اند که شکایت و روند پیگیری حقوقی روندی پر درد و پرهزینه است. بی‌جهت نیست که متاسفانه با سیل عظیمی از اینگونه رفتارهای غیرمسئولانه و در پی آن دعوت وقیحانه برای شکایت! علیه خودشان، در کشور محل زیست‌شان روبرو هستیم.

تمرکز حملات بر شش‌رنگ و شخص من برای هر انسان آگاهی سوال برانگیز است. حسادت و تنگ نظری نیز پاسخ مناسبی برای توضیح وضعیت نیست. مسمومیت این فضا اگر توسط ما متوقف نشود یقه بسیاری دیگر را در پیچ بعدی خواهد گرفت. تنها پیروز چنین وضعیتی دستگاه امنیتی و هموفوبیای پر قدرت جامعه ایرانی است. می‌پذیریم که هر کس در این عرصه بیشتر صدا دارد، بیشتر نیز مورد کنکاوی قرار گیرد. اما کنکاو و نقد با رفتارهایی که می‌بینیم و همراهی با عناصر مشکوک فاصله زیادی دارد.

 

کلام آخر

میثم آل مهدی، فعال کارگری هفت تپه، روزی با بغض در تشریح معضلات اعتصابات کارگری و نقد کسانی به رفتار و اخلاق برخی فعالین کارگری گفت: خیلی بی‌انصافی است که فضای واقعی فشارهای همه جانبه بر این آدم‌ها را نبینیم ولی روی همه چیزهای دیگر ذره‌بین بیندازیم. پیش قضاوتی بسیار است. و این پیش قضاوتی بیشتر در گفتمان خارج از کارخانه و خارج از فضای کارگری شکل می‌گیرد» دقیقا وقتی متن شایان را خواندم حس کردم پیش قضاوتی‌ای که میثم از آن حرف می‌زند، تنها متعلق به جنبش کارگری نیست. فضای بیرون از ما نیز به شدت دچار چنین پیش قضاوتی است که نه ضرورتا از درون جامعه خودمان، بلکه برخی از آنها در فضای سیاسی واقعی جدل ما با جامعه هموفوب و ترنس‌فوب شکل گرفته و امروز درون جامعه ال‌جی‌بی‌تی جاری شده است. این عدم مرزبندی با فشارهای بیرون خطری جدی است که باز هم به آن خواهیم پرداخت.

تنها دو مثال از متن می‌آورم که به نظرم مصداق این موضوع است و رد می‌شوم:

شایان در مورد مینا خانی همکار شش‌رنگ با تکرار بی‌اساس حرفهای تخریبی علیه او، کوییر بودن وی را زیر سوال برده است. این روش هیچ فرقی با آن مردانی که در اتاق‌های کلاب‌هاوس به ازدواج من می‌خندند و یک لزبین دارای فرزند را به باد تمسخر هموفوبیک و زن‌ستیزانه می‌گیرند و سپس یکی یکی این به اصطلاح منتقدین «مستقل» را به بالای استیج فرا می‌خوانند تا بیانیه‌های تخریبی علیه من صادر کنند و از دزدی و رانت رسانه‌ای و تهدیداتم در کامیونیتی بگویند، ندارد. آنقدر این حرفها را تکرار کرده‌اند که دیگر شنونده‌ای ندارد. مخاطبین دارند در عمل می‌بینند که ما وارد چنین روش‌های آسیب‌زننده‌ای نمی‌شویم. ما اینگونه رفتارها را به نفع کامیونیتی نمی‌دانیم و بشدت از آن پرهیز و البته با آن مرزبندی داریم.

مثال بعدی، استفاده از روش نقل قول ناقص و خارج کردن آن از بستر بحث (context) است. شایان نوشته است: «یکی از کنشگران که بنظر می‌رسد از اعضای شش رنگ باشد (به طور رسمی در وبسایت نیاورده‌اند) در توییتر نوشت: «کجای کارید شما؟ دنیا براتون چیه؟ مسابقه‌است؟ تمام مدال‌ها مال شما!».[15]

اگر نقل قول ملیکا زر را نیز همچون نقل قول‌های دیگران کامل بیاوریم بعد می‌بینید که چقدر در بیان اعتراضش پس از شنیدن اتهامات بی‌اساس و توهین در یک جمع مجازی، محق است. اما بخش اول توییت او در مقاله شایان حذف شده است:» خجالت آوره که به جای فریاد بر سر عامل این نوع خشونت‌ها و جنایات نشستیم و بر سر خود و بقیه میزنیم که چرا به دیگری ارجاع داده شده

کجای کارید شما؟ دنیا براتون چیه؟ مسابقه‌است؟ تمام مدال‌ها مال شما!

چه می‌کنید برای این جامعه؟ از دنیای مجازی بیرون بیاید و با واقعیت مواجه بشید!»[16]

اعتراض ملیکا زر به رفتارهایی که راه گم کرده به نظر می‌آیند، اعتراضی به جاست.  در همان ساعاتی که آنها دائم در اتاق‌های گوناگون به فحاشی علیه ما مشغول بودند، ما به ترجمه فایل‌های صوتی، یافتن ارتباطاتی در اهواز، پیگیری دقیق موضوع و تکمیل خبر (که اصلاح بخش دستگیری قاتلان جزیی از آن روند بود)، اطلاع رسانی به بیش از ۱۸ رسانه غیر فارسی که در بیش از ۵۵ رسانه انگلیسی، اسپانیایی، آلمانی، فرانسوی، یونانی، چینی، تایلندی، تایوانی و … بازتاب یافت، مشغول بودیم.[17] خودت می‌دانی برای تنظیم یک مطلب چه زحمتی کشیدی، پس می‌دانی از چه وقت و انرژی‌ای حرف می‌زنم. بله، ما اعتبارمان را از فعالیت و انگیزه همراهانمان می‌گیریم و از دقت تحقیقاتی که منبع اطلاعاتی برای بسیاری گزارش‌های بین‌المللی است. از هر گونه نقد و اصلاحی هم استقبال می‌کنیم. تا کنون نیز نقدهای بسیاری را شنیده و به آن توجه کرده‌ایم. اما تجربه فضای تخریبی و ناسالم موجود به ما می‌آموزد که نباید در دام چنین ابطال وقتی افتاد.

شایان عزیز، پاسخ امروز من به متن شما، به احترام فعالیت‌هایت و اعتقادم به صداقت شماست. اما نمی‌توانم نگرانی‌ام را از برخی شیوه‌های مستتر در متن شما ابراز نکنم. آنجا که می‌گویی:» فضا در توییترِ رنگین‌کمانی به شکلی بود که بیشتر از خشم از نفرت‌پراکنی رژیم، قتل جوان همجنسگرا و یا مبارزه با همجنسگراستیزی، بخش قابل توجه‌ی کاربران آشکارا همجنسگرای توییتر به نقد جدی شش‌رنگ پرداختند.»[18] و به جای نقد جدی این جابجایی، همچنان سویه نقد شما به شش‌رنگ می‌ماند.

خیر، فضای توییتر نقد جدی شش‌رنگ نبود. ترکیبی از اکانت‌های مجهول‌الهویه که سابقه پرونده‌سازی علیه ما را دارند و فحاشی و اتهام‌زنی برخی افراد جامعه ال‌جی‌بی‌تی دراشاعه اتهام‌زنی علیه ما بود. ما نه امروز و نه فردا به چنین روش‌هایی میدان نمی‌دهیم. حتی بازنشر برخی واژه‌ها و پست‌های فحاشی را مغایر با شان یک متن سازنده می‌دانم و از انتشار آنها صرف نظر، و امیدم را برای اینکه این گونه مطالب راه را برای گفت و گو و نقد سازنده در درون جامعه ال‌جی‌بی‌تی بازکند تکرار می‌کنم.

21 آگوست 2021

 

[1] رک به: https://bit.ly/3B1bF7D

[2] همانجا

[3] همانجا

[4] همانجا

[5] قتل جوان همجنسگرای اهوازی در پی آشکار شدن گرایش جنسی‌اش در کارت معافیت سربازی، شش‌رنگ، قابل دسترسی در: https://6rang.org/16339/

[6] رک به: https://bit.ly/3B1bF7D

[7] همانجا

[8] همانجا

[9]  رک به: https://bit.ly/3ybjx4t

[10]  رک به: https://www.youtube.com/watch?v=sO3BzaRL4rA
و همچنین رک به: https://6rang.org/10862/

[11]  رک به: https://bit.ly/2WaVp4P

[12] ر ک به: https://bit.ly/3B1bF7D

[13] همانجا

[14] همانجا

[15] همانجا

[16] توییت ملیکا زر، رک به: https://twitter.com/melikazarr/status/1390793793734127621?s=21

[17] جهان در سوگ علیرضا – بخشی از انعکاس بین‌المللی خبر قتل علیرضا فاضلی منفرد، رک به: https://6rang.org/16838/

[18] ر ک به: https://bit.ly/3B1bF7D

نظر شما در مورد این نوشته چیست؟

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی یکی از نمادها کلیک کنید:

نماد WordPress.com

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. خروج /  تغییر حساب )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. خروج /  تغییر حساب )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. خروج /  تغییر حساب )

درحال اتصال به %s