شعری از نیما نیا برای علیرضا فاضلی منفرد

اورلاندو!

هنوز در من بریده‌ای

و زیر طاق‌هایِ بیروت

دستی را در من گرفته‌اند.

در جلفا

حرفی به دیوار می‌مالد و

تمام.

اورلاندو!

اینجا میدان «دوپاند» است

با فاصله اجتماعی

یک ذره مکزیک،

یک خوشه اهواز،

اورلاندو!

در دهانه کابل شبی میان ما

خاک می‌شود

بچگی‌ام را به بازی برده‌اند

مردان قُریش در حجاز.

هنوز از ساق پاهای بنی‌امیه در می‌روم

تا عشیره صدای گله‌ام را سر نبرد

که چرا در اندام مردهای بالغ به چِرا رفته‌اند.

اورلاندو!

باکو هنوز از یاد من تاب می‌خورد

پیچیده‌ام همه جا، می‌دانی؟

با شش رنگِ بدخیم در سال‌های زیرِ پوستی

بگو با صورتی مستعار دفنم نکنند اورلاندو!

لآاقل گلوی کبودم را به دست پدرم بسپارند

تا از تقصیر حرف‌های پیچیده در اندامم بگذرد.

یک برق از من پرید و

یک رعد به جان تو افتاد و

شقیقه‌ها تا شقیه‌ها شلیک،

اورلاندو!

اینجا تهران است

با اپیدمی چراغ‌های چشمک زن

و زن‌هایی که در من بریده‌اند،

اورلاندو!

نیما نیا

نظر شما در مورد این نوشته چیست؟

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی یکی از نمادها کلیک کنید:

نماد WordPress.com

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. خروج /  تغییر حساب )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. خروج /  تغییر حساب )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. خروج /  تغییر حساب )

درحال اتصال به %s